از دو لحظه ی هم خون

By bluhen

1 . سلام  ( گیاهک ) -

****

چکاوکی خاموش بود
خنده اش
و نگاهش
ستاره ای نابینا .

روزی
از میان رخنه ی دیوار
نگاهم کرد
و روزی دیگر
از میان رشته های مشوش قالی

تمام خوابهای پیچیده در اندام ستاره کوب لحاف
اشک و گل بالنگ
از جیغ و پچ پچه می آشفت …
وقتی که میخندید .

و من
نگاهت را به یاد دارم ، ای خنده ی سپید
کومه ام بوی صدف میداد
وقتی قلب به دست ،
تا دوردست میرفتی .

وهم نبود .
نه تو وهم نبودی .

 ————————-

2 . خداحافظ ( دانه های برنج ) -

****

چهره ای که در آینه پاره میشود …
تیزاب نگاهت
لب های مصمم تو
سرگذشت کوتاهی که به برق و جیوه نشسته است
خون اصوات میچکد
از قعر خنده هات .

پژواک آیه های مکتوم
هیاهوی سنگ مهره ها ، قلب آتش ، قلب رود
قلب کوهسار …
چه میخواهی از صدای کهنسالم
به گاه ته نشستن
بر زوایای زنگاری ؟

ناخن های نقره ات
لبخندی خراشیده …
بوی مروارید و ابریشم ، بوی آرامش غریقی در تابوت حریر …

تو در آینه چنان میخندی
که دهان سنگی همه چاه ها از هجوم لبخندت ستاره قی میکند
و من چنان در سینه ی چاه های بی منتها خانه کرده ام  ،
که تکبری معصوم
در آینه .

شیار نوری بر پیشانی مرگ
گذر از نقطه ی تاریک تو
هلال نیمرخ مغموم
و بوسه گاه گونه ات
از خواب میپرم !

تاریکی کشسان و باری به سنگینی باری که نیست …
وقتی
تمام خوابم را
در آینه بوده ام .

- دانه های معصوم برنج
به شیطنت برف دانه ها
میان انگشتهام
خواب بوده ام ؟
خواب نبوده ام ؟
” همه چیز سیاه است
حتی دانه های سپید
در سیاهی مرده ایم  ” -

گونه ی سپید ماه بودم ، یا دست چرکمرد کودکی گدا
در خواب
ای درد در قامت جبروت
همواره تو
آینه ام بودی .

*

در سیاهی مرده ایم ؟

5 نظر to “از دو لحظه ی هم خون”

  1. دون خولیو دو لامارکی می گوید:

    جالبه که چطور دو لحظه که انگار ضد همند به همدیگه گره می خورند…مثل دایره ای که روی خودش پیچ می خوره نقطه تلاقی به وجود میاد که البته از یک طرفش یه عده دارن می رن از طرف دیگش دارن بر می گردن….

    قضیه سلام و خداحافظم گمونم مثل قضیه مرغ و تخم مرغه…فقط اینجا سرنوشت معدوم دونه های برنج قضیه را خیلی زود فیصله می ده…
    ….
    عالی بود هم قطار.

  2. naCm می گوید:

    برنج های بی رنج ِ تابستان های تاب ستان .

  3. grayidea می گوید:

    خيلي زيبا بود!

  4. polonaise می گوید:

    توی پایا …

  5. mrkhalili می گوید:

    :|

يك پاسخ برايش بگذاريد