By bluhen

 


امشب برای او ، آبی رنگ زیبایی ست
فرشتگان مرفین او را به دوش گرفته اند
ونزدیک سقف ، پرواز میکنند .

 کنار خفتگان در تابوتِ زخم بند ، قدم میزنم
شب های سرخ فام ، ماه های پهلو گرفته در خون
من آفتابم ، در لباس سفید
چهره های خاکستری ، نشئه ، دنبال من اند …
به سان آفتابگردان .

- سیلویا پلات

8 نظر to “”

  1. شوخ خولیو لامارکی می گوید:

    این دفعه چندمیه که این کامنتو می ذارم و نمی شه…به هر حال…داشتم می گفتم که عجب دنیاییه این ساب کانشس…پیچ و تاب های بی اهمیت و جزیی قله یخ…زندگی معمولی…می شن پیچ و تاب های بزرگ…چیزایی که در حالت عادی ت.خمت هم نیست…اما ساب کانشس قوانین دیگه ای داره…..بی برو برگرد بهش گیر می کنی.

  2. nacm می گوید:

    poe !

  3. مردی با چشمان گرگ می گوید:

    راستشو بگو مال خودته یا سیلویا پلات مال هرکی بود خیلی زیبا بود اگه تو ترجمه کردی خیلی زیبا ترجمه کردی و از این جور حرفا ! الانم چاووشی داره میخونه ( چشمک)

  4. انکیدو می گوید:

    امشب برای او ، آبی رنگ زیبایی ست
    ومن
    همیشه ی خدا
    تاریکم

  5. انکیدو می گوید:

    چون ابر به نوروز رخ باده بشست
    برخیز و به جام باده کن عزم درست
    کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
    فردا همه از خاک تو برخواهد خواست

  6. مردی با چشمان گرگ می گوید:

    من این فرشتگان مرفین و ندیدم ولی با سقف پرواز کردم نه تا سقف با سقف پرواز کردم چه روزگاری ولی قرمز رنگ من بود و کمی سفید و کف دستی آبی ! چند دقیقه پیش گوگوش می خوند خوب میخوند خدا حفظش کنه شما رو هم

  7. آنارشیست منفور می گوید:

    خب… شعر پلات با اون عکس . من تمام شعرهای این زن رو هم که حفظ باشم باز جایی بخونم حالم عوض میشه . مرسی …. دوست خوب وجود داشتنی من!

  8. LADYLAZARUS می گوید:

    SO SO GOOD

يك پاسخ برايش بگذاريد