دوست کاموائیم
نشسته لب پنجره و پاهاشو تکون میده
آره دوست کاموائیم
نشسته اون لب و پاهای کاموائیشو تکون میده
منم لب پنجره م و سیگار میکشم
اون پائین
یه گربه هس که خیلی تو نخ کلاغای سیاس
آره اون پائین
گربه هه خیلی تو نخ کلاغای سیاس
دستامو بهم میکوبم
-
مجکم
-
گربه هه میترسه و میره
دوست کاموائیم
دستای کاموائیشو بهم میکوبه
-
محکم
-
آره گربه هه میترسه و میره
دلم میخواد مث کلاغای سیا پرواز کنم
به دوستم میگم
دلم میخواد مث کلاغای سیا پرواز کنیم
دست دوستمو میگیرم و میپرم
آره دست کاموائی دوستمو میگیرم و میپرم
زمین سخته
اما من چیزیم نیس
فقط سرم ترکیده
فقط دستام خرد شده
آره فقط یه رشته کاموا تو دستمه و
فقط دستام خرد شده
دوستم اما
دیگه نیس
نه دوستم
دیگه نیس
.
از دیمونی نوشته های ایام دور
![]()
BOLD : (n.) physically sense; emotionally sense; examine by touching; grope; believe, think; seem
!!!!!!!!